غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

551

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

پيوسته به آن لعب ميپرداخت . مولانا حسام الدين ابراهيم شاه كرمانى حاوى فضايل نفسانى بود و در علم طب و معالجه مرضى يد بيضا مىنمود و او نيز در قسم نرد و شطرنج مهارت داشت و ملازم درگاه حضرت صاحبقرانى بود و در مجلس عالى راه مىيافت و خواجه عبد الوهاب تبريزى و خواجه يوسف بخارى و استاد شمس الدين كازرونى نيز از جمله شطرنجيان صاحبقرانى بوده‌اند و همواره ملازمت آستان سلطنت آشيان مينموده‌اند . گفتار در ذكر سلطنت ميرزا خليل سلطان و بيان اسباب زوال دولت آن شاهزاده عالىمكان واقفان تصانيف روزگار و عارفان تصاريف اخبار به اين حكايت عارف و بر اين روايت واقف خواهند بود كه آنچه ميرزا خليل سلطان را از اسباب سلطنت و جهانبانى و مقدمات ابهت و ملك‌ستانى دستداد عجب اگر كسى را از ابتداى بناى پادشاهى تا آن غايت ميسر شده باشد چه آن شاهزاده والانژاد از روى نسل و نسب نبيرهء پسرى صاحبقرانى بود و بعد از وفات آنحضرت اكثر نوئينان كامران و امراى عاليشان و بسيارى از لشگريان فيروزىنشان كه در تاشكنت بودند او را بپادشاهى برداشته بيعت نمودند و بر جناح استعجال بجانب سمرقند روان شدند و بعد از وصول بنواحى آن بلده فردوس مانند حكام و بزرگان و اعيان آنشهر بقدم فرمانبردارى شاهزاده را استقبال كردند و مقاليد خزاين و كنوز بملازمانش سپرده لوازم نياز و نثار بجاى آوردند و در آنزمان شهرى به آن معمورى و جامعيت در تمامى ربع مسكون موجود نبود اكابر و افاضل و اعاظم و اماثل و علما و اشراف و هنرمندان اطراف و اكناف در آن مصر جامع مجتمع بودند و وفور خزاين و دفاين و كثرت كنوز و ذخاير از نقود و اجناس و جواهر بمثابهء بود كه قوت دراكه مستوفيان ماهر از حصر و احصاء آن عاجز و قاصر ميآمد و ساير اسباب پادشاهى از صنوف سيوف و تير و كمان و جيبه و جوشن و خيمه و خرگاه و سراپرده و بارگاه زياده از آن بود كه بوسيله تحرير قلم و تقرير زبان شرح آن تيسير پذيرد و مع ذلك چون سابقه عنايت عزلى رقم سعادت لم يزلى بر صحيفه حال آن نهال گلزار اقبال نكشيده بود و رابطه مشيت سبحانى قاعدهء قصر جهانبانى آن نوباوه رياض صاحبقرانى را سمت استحكام نبخشيده در عرض چهار سال از آنهمه موجبات سلطنت و جلال اثر نماند و مجموع آن خزاين و اموال در معرض تضييع افتاده هاتف قضا نشان زوال آن دولت فروخواند آرى انوار ماهچهء آفتاب آثار لواى پادشاهى جز بر وجنات روزگار خواص بارگاه تخصيص برحمة من يشاء نتابد و به مجرد اجتماع زر و گوهر و بسيارى سپاه و لشگر امور سلطانى و مهام كشورستانى نظام و انتظام نيابد بيت نه هركه طرف كله